ناظم الاسلام كرمانى

302

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

بود غلط است چه مراجعت آقايان از زاويهء مقدسه در دوازدهم ژانويه و مطابق با اواسط ماه ذى القعده است ( رسم نگارنده نيست كه غلط و اشتباه ديگرانرا اظهار كنم لكن چون يك زمانى باعث اشتباه خواهد شد و شايد خواننده نسبت سهو و غلط را بنگارنده بدهد به اين جهت توضيح و اظهار داشتيم كه تاريخ خارجه را در اينخصوص اعتبارى نيست و يا مترجمين باشتباه رفته‌اند ) بارى روز جمعهء شانزدهم امير بهادر كه وزير دربار بود با اقبال الدوله و نصر السلطنه « 1 » و شمس الملك كه آن روز ميرآخور بلكه جملة الملك بود و امير خان سردار كه حاكم زاويهء مقدسه بود و بعضى ديگر از رجال دولت مأمور شدند به حركت دادن آقايان بازارهاى طهران عموما تعطيل و بسته شد كالسكه‌هاى دولتى و درشكه‌ها بايدهاى متعدده حاضر شده درشكه‌هاى كرايهء را هم برحسب تلفون امير خان سردار از طهران احضار نمودند از طرف بزرگان طهران نيز درشكه‌ها و كالسكه‌هاى بسيار حاضر شده خط آهن را هم در امروز مجانى كردند گويا قيمت بليتهاى ماشين را امير اعظم از خود داد حرم و مسجد و صحن و دو مدرسه و صحن امامزاده حمزه و بازار حتى بقعهء صادقيه مملو و پر بود از مردم ازدحام و جمعيت به حدى بود كه خوف خطر و تلف شدن مردم ميرفت در سه ساعت به ظهر روز جمعه در وسط صحن منبر گذارده جناب حاج شيخ محمد واعظ كه از طرف آقايان ملقب شده است بخلّاق المعانى رفت بالاى منبر و دستخط شاه را در حضور وجوه علماء و اعيان و اشراف و رجال دولت قرائت نمود پس از او جناب آقا شيخ مهدى ( سلطان المتكلمين ) و سيد اكبر شاه ( اشرف الواعظين ) رفتند بالاى منبر و دستخط شاه را با مستدعيات آقايان قرائت نمودند ضمنا اظهار تشكر از زحمات امير خان سردار نمودند مردم را هم بفرياد بلند صدايشان بزنده‌باد پادشاه اسلام و زنده‌باد ملت ايران بلند گرديد . اين مجلس و اين روز اول مجلس و اول روزى بود كه صداى زنده‌باد ملت ايران به آسمان رفت و تا به امروز اهل ايران جرئت نداشتند كه علنا بگويند زنده‌باد ملت ايران از وضع اين مجلس براى امير بهادر و نصر السلطنه و شمس الملك خوش نگذشت چه احدى اسمى از آنها نبرد دعاى اهل منبر مخصوص بشاه و علماء و امير خان سردار بود و ديگر آنكه اين صداى زنده‌باد ملت ايران به گوش آنها تازهء رسيده است و معنى قوميت و مليت را ندانسته‌اند . صورت دستخط شاه و مستدعيات آقايان از قرار تفصيل ذيل است : صورت عريضهء مهاجرين حضور شاه بشرف عرض بندگان اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاه اسلام و اسلاميان پناه مىرساند - كه اين يك مشت دعاگويان از علماء و قاطبهء سلسلهء جليلهء علماء و كليهء اصناف رعيت از حضور مبارك بندگان اعليحضرت شهريارى كه پاسبان ملت و حامى شريعت است استدعا داريم كه مقرر فرمايند مزيدا لطول العمر و رضاء الخاتم النبيين صلى اللّه عليه و آله الطاهرين قانون معدلت اسلامى بر طبق

--> ( 1 ) محمد ولى خان نصر السلطنه تا در حكومت استبداد كار كرده است او را بلقب اول كه نصر السلطنه است ميشناسيم از وقتى كه داخل در خدمات ملى شده است او را بلقب سپهدار اعظم ذكر ميكنيم .